سلام دوستان
به اين سايت خوش آمديد.بيشتر مطالب اين سايت ازسايت سينماي ما ميباشد. عضويت و نظر يادتون نره
جديدترين اخبار از سينماي ايران
سلام دوستان
به اين سايت خوش آمديد.بيشتر مطالب اين سايت ازسايت سينماي ما ميباشد. عضويت و نظر يادتون نره
دعوت
كارگردان:
ابراهيم حاتمي كيا
نسکافه داغ داغ
كارگردان:
علی قویتن
آواز گنجشكها كارگردان: مجيد مجيدي
كنعان
كارگردان:
ماني حقيقي
سه زن
كارگردان:
منيژه حكمت
چهارچنگولي
كارگردان:
سعيد سهيلي
خواب زمستاني
كارگردان:
سيامك شايقي
محيا كارگردان: اكبر خواجويي
مطلبی خواندنی درباره بازیگران جوان سینمای ایران که پدر و مادر مشهور دارند؛
آقازاده هاي سينماي ايران/آنها ديگر براي خودشان كسي شده اند
![]()
مطلبی خواندنی درباره بازیگران جوان سینمای ایران که پدر و مادر مشهور دارند؛ آقازاده هاي سينماي ايران/آنها ديگر براي خودشان كسي شده اند
سینمای ايران - وحيد سعيدي / مهران آرين: پولاد كيميايي/ در سايه تيز هوشي پدر

تيزهوشي مسعود كيميايي جزء ويژگي هاي منحصر به فرد اوست كه در كنار ديگر وپژگيهاي اين كارگردان جلوه گري بيشتري دارد . پيش بيني او از شرايط روز جامعه و رفلكس زودهنگامش نسبت به اتفاقاتي كه در آينده رقم خواهد خورد نشانه ايي از همين تيز هوشي است كه جلوه بارزآن ساخت فيلم «سفر سنگ» بود. او در دوره ايي ديگر از زندگي كاريش باز هم وجهي ديگر از اين تيز هوشي اش را آشكار كرد و پيش از آنكه جامعه به باوري دوباره از جوانان برسد ، كيمايي چهره تازه اي از قهرمان جديدش رو كرد. قهرماناني كه ديگر آدم هاي ميانسال دهه هاي گذشته نبودند . او سال 74 ، يعني دو سال قبل از واقعه دوم خرداد و ايجاد موج جوانگرايي در جامعه شمايل قهرمانش را تغيير داد و جواناني از نسل آن دروه قهرمانان فيلم هاي «ضيافت» و «سلطان» شدند وبي شك ورود اين نسل تازه در فيلم هاي كيميايي زمينه ايي بود براي آنكه در سال هاي بعد او «پولاد» ش را كه در آن سال ها نوجواني 16، 17 ساله بود به قهرمان اول فيلم هايش بدل كند. كيمايي آرام آرام قهرمان آينده اش را وارد دنياي فيلم هايش داد و او را خيلي بطئي از حاشيه به متن آورد. حضور كوتاه او در فيلم ناموفق «تجارت» بعد ها با قرار گرفتن در كنار قهرماناني چون «سلطان» و «اميرعلي» به تدريج تصوير قهرمان آينده كيميايي را شكل داد. اين روند منطقي كه كيميايي پدر براي پولاد درنظر گرفته بود در «سربازهاي جمعه» به نقطه ماقبل آخر رسيد ، يعني همان جايي كه پس از آن مي بايست او برگ برنده ايي كه سال ها روي آن كار كرده بود را رو مي كرد. همان گمشده ايي كه كيمايي پس از بهروز وثوقي در به در در پي يافتنش بود، هرچند در برهه اي با حضورعرب نيا و فروتن گفته شد كه او آن حلقه مفقوده را يافته ، اما همكاري او با اولي دوام چنداني نيافت و دومي نيز در دو همكاري آخرش با كيميايي مجالي براي ارائه خود پيدا نكرده بود و همين موجب شد تا همگان در انتظار قهرمان جديد كيميايي باشند و«حكم» پايان اين انتظار بود. پولاد در هيبت آدمكشي حرفه اي آنچنان در قالب نقش نشسته بود كه توانست در برابر درخشش بازيگراني مثل عزت اله انتظامي ، ليلا حاتمي وخسرو شكيبايي درخشش ديگري داشته باشد . گويي در جايي كه همگان به تحسين پولاد در اجراي اين نقش پرداختند. كيمايي نفسي راحت از اعماق وجود كشيد. سرمايه گذاري او نتيجه داده او حالا از بابت داشتن قهرماني با ويژگي هاي مورد نظرش خيالش راحت شد و بر همين اساس است كه با خيالي آسوده نقش جوان اول «رييس» را به مي سپارد و اعلام مي كند كه در صورت ساخت «شريك» اين پولاد است كه نقش اول فيلمش را ايفا مي كند. او حالا به پاس تيز هوشي كيميايي بزرگ تبديل به بازيگري شده با امضاي مستقل ازپدر ، كه تداوم آن فقط با انتخاب هاي صحيح حاصل مي شود. تا به اين جا مخاطبان چهره او را در آثار ديگري چون «صحنه جرم ورود ممنوع» ومجموعه« مرگ تدريجي يك رويا» كه پدرش كارگردان آن ها نبوده ديده است. ايفاي نقش آراس مشرقي در مجموعه جيراني او را به چهره اي شناخته شده در نزد عامه مخاطبان تبديل كرده است. بي شك دست پيدا كردن به مخاطب عام از طريق رسانه تلويزيون هدفي است كه پولاد آن مد نظر خود قرار داده و شايد در پي اتخاذ اين سياست است كه بازي در مجموعه مناسبتي «خونمردگي» را مي پذيرد. مجموعه اي كه بي شك به خاطر پخش شبانه اش مخاطبان زيادي را جذب خود خواهد كرد .
ليلا حاتمي/ خارج از سايه پدر
هيچگاه زير سايه پدر قرار نداشت و زماني اولين حضور حرفه ايي اش را در سينما تجربه كرد كه علي حاتمي روزهاي آخر زندگي اش را در بستر بيماري طي مي كرد ودرست در نيمه هاي توليد«ليلا» بود كه پدرش ازدنيا رفت. البته او پيش از آن تجربه هاي كوتاهي با علي حاتمي داشت كه شاخص ترين آن نقشي بود كه در دلشدگان ايفا كرد . اما «ليلا» آ غازي بود براي دوران حرفه اي ليلا حاتمي. شروعي رويايي ، با يك شاه نقش كه او از آن نهايت استفاده را برد و توانست موقعيتش را به عنوان يك بازيگر حرفه ايي در سينما تثبيت كند. چهره آرام و لحن صداي او موجب شد تا نقش هاي از جنس «ليلا» در ادامه به او پيشنهاد شود، اما او در ميان انبوه پيشنهادهايش بازي در نقش «شيدا» را پذيرفت. اما حاتمي در ادامه راه در تلاش بود تا شمايلي كه از او در اذهان نقش بسته را بشكند و بر همين اساس بود كه نقش زني خياباني را در فيلم «آب و آتش» جيراني پذيرفت و با اجراي صحيح اين نقش توانست از قالب هميشگي خود خارج شود. اين فيلم اگر براي سازنده اش و يا پرويز پرستويي امتيازي نداشت ، اما براي حاتمي يك اتفاق تازه بود كه برايش تنديس پنجمين جشن سينماي ايران را هم به ارمغان آورد. ايفاي نقش مادر پسر بچهاي ده،دوازده ساله در فيلم «مرباي شيرين» مرضيه برومند تلاش ديگري بود از او تا بار ديگر خود را در نقشي تازه محك بزند. او در حالي بازي در اين نقش را پذيرفت كه كمتر بازيگر همسن و سال او حاضر مي شد در آن شرايط نقش يك مادر را ايفا كند.«سالاد فصل»و«حكم» ديگر نقش هاي متفاوت كارنامه ليلا حاتمي هستند كه او به مانند اكثر كارهايش به درستي از ايفاي آن ها بر آمد. او طي سال ها فعاليت خود در عرصه بازيگري تجربيات ديگري چون « شاعر زباله ها »،«سيماي زني در دوردست» ،« ارتفاع پست» ، «ايستگاه متروك» و... دارد ، فيلم هايي كه هرچند شماي آشناي ليلا حاتمي را در ذهن مخاطب ترسيم مي كرد ، اما در اكثر اين آثار حاتمي با دريافت درست از نقش ها توانست وجه اي تازه به كاراكترهايش جلوه گر كند. او اخيرا تجربه اي نو در فيلم «بي پولي» داشته كه بايد تا جشنواره فجر در انتظار ماحصل كار او بنشينيم.
گلشيفته و شقايق فراهاني / خواهران غريب
خواهران فراهاني، صرفنظر از مقوله كوچكتر بزرگتري، در بازيگري هم مسيرهاي متفاوتي را پيمودهاند. شقايق، در تئاتر بازيگر نسبتا خوبي نشان داده، مثلا در نمايشي كه به كارگرداني پدرش بهزاد فراهاني و برداشتي آزاد از داش آكل صادق هدايت بود، بازي خوبي از خود به نمايش گذاشت. در سينما هم، در فيلمي چون «چتري براي دو نفر» بازي متفاوت و پيچيدهاي را از او شاهد بوديم، اما به هر حال، «طوطيا» يا «عشق كافي نيست» و امثال آنها چندان اعتباري براي بازيگرش به ارمغان نميآورند.
اما حقيقت اين است كه سينما سنگ محك ديگري براي گلشيفته بوده است. از اولين فيلم عمرش، درخت گلابي، به راحتي ميشد بارقههاي استعداد را در بازي عجيب اما ملموس و طبيعياش ديد. اما به رغم همه واكنشهاي مثبت، هنوز ميشد نگران بود. نگران استعداد كودك و نوجواني كه ظهور ميكند اما با بلوغ و بزرگسالي ديگر نشاني از آن باقي نميماند. اما گلشيفته متفاوت بود. پس از چند سال غيبت شاهد بازگشت دوباره او بوديم. دورهاي كه «بوتيك» سرآغاز موفق آن محسوب ميشد. طبيعي بود كه سينماي ايران قدم اين چهره مستعد و جديد را مبارك بشمارد و از آن به بعد سيل پيشنهادها بود كه به سوي او سرازير ميشد. تقريباً هر فيلم يا سريالي كه دختري جوان را محور قرار داده بود او را ميخواست. اما از بين همه آنها، «ميم مثل مادر»، «اشك سرما» و «سنتوري» آثار مهمتري هستند. «م مثل مادر» قرار است اثري باشد در ستايش جايگاه مادر، اما اينكه هست يا نيست ربطي به تلاش مستقل گلشيفته براي ترسيم پرتره درد كشيده مادر ايراني ندارد. او امضاي خود را پاي اثر ميگذارد. يا در «اشك سرما»، او دختريست ساده، چوپاني در ميان برف و كوه و توطئه و مرگ كه لطافت و معصوميتش قرباني خشونت بيرحم جنگ ميشود. «سنتوري» هم جلوه متفاوتيست از چهره تيپيكال دختر شهري متوسط كه در ضمن همسر يك هنرمند هم هست. «تفاوت جنس بازي او در دوران عاشقي و بعد آن دعواهاي وحشتناك خيرهكننده است. گويي بازيگر مورد علاقه ما، فيلم به فيلم، همزمان با بالا رفتن سن، پختهتر شده و غريزه شگفتانگيزش را با تجربه و تكنيك آميخته است. حالا هم، با ديكاپريو و راسل كرو همبازي شده و اسطورهاي چون ريدلي اسكات هدايش كرده كه اگر تداوم داشته باشد و بتواند با تسلط بر آن زبان و فرهنگ، خود را با شرايط سينماي فوق حرفهاي هاليوود وفق دهد قطعا شايسته اسكار خواهد بود. بالاخره كمتر از شهره آغداشلو كه نيست، هست؟
ميلكا و مهراوه شريفينيا / خواهران قريب
* حكايت مهراوه و مليكا مثل شقايق و گلشيفته است. البته مهم نيست كي به كي برتري دارد، به هر حال هر كسي راه خودش را ميرود اما انتخابهاي درست مبتني بر استعداد و علاقه هم جايگاه خودش را دارد. مليكا شايد چندان علاقهاي به بازيگري نداشته باشد چون مهمترين نقش سينمايياش به «مهمان مامان» (1382) بازميگردد اما مهراوه كه او را با نقش كوتاهش در «زير پوست شهر» ميشناختيم به يكباره با «ساعت شني» و «روز حسرت» جلوههايي ديگر از قدرت بازيگرياش را نشانمان داد؛ نقشهاي پررنگ و پيچيدهاي كه اجرايشان از عهده هر كسي برنميآيد. البته شايد همه نقش زن درگير ايستاد را با پانتهآ بهرام به ياد بياورند. چنانكه، مرد معتاد هم متبادر با نام بهروز وثوقيست، اما دقيقاً همينجاست كه ارزش كار بهرام رادان و مهراوه شريفينيا معلوم ميشود. اينكه از اسطورهها عبور كني و بتواني نامت را به كمك استعداد و تلاش و شايد عشق به هنرت در حافظه شلوغ و سلبي مخاطب، ثبت كني. نكته ديگر گريز از كليشههاست تكرار در نقش زن عبوس و بداخلاق كه مشكلاتي عموماً غيرعادي دارد او را تهديد ميكند. مهراوه نبايد، ترانه هميشه 15 ساله باقي بماند.
* باران كوثري / از تبار بانوي ارديبهشت
باران كوثري، قطعاً نمونه موفق off – spring هاست. كسي كه خودش را ازسايه مادرش فراتر برد و مستقلاً جايگاه ويژهاش را در سينماي ايران بهدست آورد. شايد تماشاگران «روسري آبي» فكرش را هم نميكردند كه دختر كوچولوي شيطان فيلم، روزي به يكي از اميدهاي اين سينما تبديل شود. حتي «زير پوست شهر، هم نشان چنداني از آن «اميد» و اين «آينده» نداشت. اما «رقص در غبار» و پيآيندهاي ديگر، اذعان سينمادوستان را متوجه استعدادي نوظهور كرد. در اين ميان، «خون بازي»، «روز سوم» و مجموعه تلويزيوني «صاحبدلان» نقاط اوج كارنامه باران هستند. اولي، تبديل شده به آزمون بازيگري براي هنرمندي كه ميخواهد خود را ثابت كند و البته نقشهاي خاصي هميشه جواب ميدهد. معتاد، عقبمانده، بيمار و... هميشه بستري براي ظهور قدرت بازيگري بودهاند و باران هم در «خون بازي» قدر اين فرصت را ميداند. «روز سوم» هم چالشي دريغانگيز در نقشي دشوار است. بهره درست و حرفهاي از صدا و بدن و چهره، در عين محدوديتهاي فيزيكي، يكي از اوجهاي كارنامه باران را رقم ميزند. اما و فقط يك نكته: پيشتر، از انتخاب درست گفتيم. انعطافپذيري هم يكيديگر از رازهاي بازيگران بزرگ است. فرار از نقشهاي تكراري و تلاش براي دستيابي به افقهاي نو. بازي در «توفيق اجباري»ها قطعاً ثمره چنداني براي يك عاشق نخواهد داشت.
پگاه آهنگراني / همچنان با كفشهاي كتاني
براي بودن و ماندن در هنر – صنعت – رسانه بيرحيمي چون سينما، فرزند سينماگر بودن يك امتياز براي شروع است اما «ماندن» و «اثبات» بستگي تمام به شايستگيهاي هنرمند دارد. «دختري با كفشهاي كتاني» شروعي رويايي براي پگاه آهنگراني بود. بودن ميان حرفهايها و استخوان خردكردههاي بازيگري و فيلمي كه حول تو ميچرخد. شايد بتوان گفت او بود كه دوره جديدي از حضور دختران نوجوان و جوان در سينماي ايران را آغاز كرد. اما حضور پگاه تا «زندان زنان» چند سالي به تعويق افتاد. اين فيلم، اما بيشتر متعلق به رويا نونهالي و رويا تيموريان بود تا او. هر چند ميشد تلاشش را براي درآوردن نقش به عينه ديد و اين دقيقاً رمز بازيگران بزرگ است. كسي نبايد اين «تلاش» و مرارت را ببيند، و اين نقش و فقط نقش است كه بايد ديد و ثبت شود. پگاه چندان پركار نيست و نميتوان با يكي دو نقش، قضاوت درستي درباره جايگاهش در بازيگري داشت. حتي «سه زن» هم نميتواند معيار نهايي باشد. شايد، بايد همچنان منتظر بمانيم.
* ميلاد صدرعاملي / گريز به بازيگري
از ميان معدود فرزندان سينماگران سينماي ايران، آناني كه به مقولهاي غير از بازيگري پرداختهاند كم نيستند، راما قويدل، بهمن كيارستمي، سميرا و حنا مخملباف و ... . اما ميلاد صدرعاملي با آنها يك تفاوت كوچك دارد. ميل به بازيگري و تجربهاش حتي براي يك بار. «من، ترانه 15 سال دارم» اولين و آخرين تجربه بازيگري او بود و گويا سنگ محكي كه راه آينده را به او نشان داد. ساخت چند مستند و آمادگي براي ورود به سينماي كوتاه و بعد حرفهاي، مسيري است كه ميلاد براي حضور در سينماي ايران برگزيده است. راهي كه قطعاً روشنتر از بازيگري معمولي بودن است.
رضا داودنژاد / به دنبال پدر
دقيقاً نميتوان جايگاه رضا داودنژاد را در اين سينما مشخص كرد. بازيگر، دستيار كارگردان و برنامهريز! سرمايهگذار! تهيهكننده، مشاور! و يا مجموعهاي از همه اينها، شبيه به نقشي كه محمدرضا شريفينيا ايفا ميكند!
استقلال، واژه شريفيست. هماني كه نيكلاس كيج براي رسيدن به آن، حتي نامش را عوض كرد كه زير دين عمويش، فورد كوپولاي كبير نباشد و يا آنجلينا جولي كه مدتهاست از پدرش جان وويت جلو زده. همراه پدر بودن و از نفوذ و تاثير او براي پيشرفت در مسير حرفه زندگي اصولا چيز بدي نيست. اما در عين حال تلاش موازي براي ساخت دنياي شخصي و استقلال هنري هم ارجمند است. خطاب اين سطور، به همه off-spring هاست.
اعتقاد چندان به شانس و اقبال ندارم. اگر آنها داراي داراي جايگاه و اعتبار در اين سينما هستند مرهون استعداد و كوشش خودشان است. حكايت پدر و مادريست كه فرزندشان را به 7 سالگي ميرسانند و بعد دستشان را ميگيرند و ميبرندشان دم مدرسه. از آنجا به بعد خود آن بچه است كه سرنوشتش را رقم ميزند. شاگرد تنبل داريم و شاگرد زرنگ و يادمان باشد فرزند آلبرت اينشتين اصلاً نابغه نبود.
منبع: ماهنامه تازه
به روز شده در : جمعه 1 آذر 1387 - 22:49
| |
شما هم امتیاز بدهید 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
نظرات
مریم.
جمعه 1 آذر 1387 - 23:5 واای حرف دل خیلیها
خیلی از این جوانان مرفه مشهور شده نه تنها محبوب نیستند خیلی هم منفور هستند
اگر شهرت و هوش و کیاست پدر و مادر نبود چه میکردند؟؟
بیچاره جوانانی که استعداد دارند ولی خیلی چیزها ندارند
ایلیا
شنبه 2 آذر 1387 - 0:5 جالب بود.
به جز لیلا حاتمی بقیه زیاد خوب نیستند. تعجب کردم از تعاریف شما مثلا باران کوثری هیچوقت نه فیزیک مناسبی داره نه کلام و عملا در خیلی نقشها هم ضعیفه
بقیه هم که خوب واضحه
سلطان-1375
شنبه 2 آذر 1387 - 0:21 پولاد به هر چی رسیده حقش بوده....لطفا پولاد نارنین ما رو با کسی مقایسه نکنید....سلطان میگفت : مثل آهوی زنده موندس
minoosh
شنبه 2 آذر 1387 - 0:25 be jaye tablighe ien chehreha.. kami az tv benevisid va barnamehash
مسافران
شنبه 2 آذر 1387 - 0:28 ورودشان با پارتی
بقایشان با استعداد
به من سر بزنید
salmanmosafer.blogfa.com
شنبه 2 آذر 1387 - 1:41 ترانه علیدوستی که با تکیه به استعداد خود وارد سینما شد به همه این آقازاده های سینما می ارزد
گلشیفته & رادان
شنبه 2 آذر 1387 - 1:42 یادم میاد بعد از دیدن فیلم های زمانه & به خصوص بوتیک به دوستانم گفتم که شک نکنید روزی میرسه که گلشیفته حرف اول رو در سینمای ایران میزنه & با ادامه ی همین روند اسکار میگیره
اون روز دوستانم خیلی به این حرف ها خندیدند اما حالا ...
گلشیفته روز به روز بالاتر میره & در جهان معروف تر میشه
به امید کسب اسکار توسط بانوی اول سینمای ایران
مهدي
شنبه 2 آذر 1387 - 8:50 اينها تمامشون نقطه مشتركشون اينجاست كه پدر و مادرهاي سرشناسي دارند. اما تمام اين ليست(اعم از ليلا حاتمي، باران كوثري، پولاد كيميايي، پگاه آهنگراني، مليكا و مهراوه شريفي نيا)، به وسيله پدر و مادر كارگردان و تهيه كننده و "پدر خوانده" اشان وارد سينما شدن و در آثار اونها هم حضور پيدا كردن، ولي گلشيفته فراهاني پدر و مادر تهيه كننده يا كارگرداني نداشته و پدرش يك استاد تئاتر است كه سالهاست با سينما در قهر قرار داره و همواره در اقليت بوده. گلشيفته در اين ليست تنها كسيه كه خودش وارد سينما شده و به طور مستقل و با استعداد خودش هم در سينما باقي مونده. كلا در بين اين بازيگرا شخصا بيشتر گلشيفته فراهاني و ترانه عليدوستي و تا حدودي ليلا حاتمي رو ميپسندم.
nana
شنبه 2 آذر 1387 - 9:42 doroste baziha az tarighe khanevadehashun be arseye honar pa gozashtan ke agar be khatere unha nabud kasi tavajohi beheshun nemikard chon bazii nadaran mesle khanume baran kosari ama bazi az azizane digamun mesle golshifte,pegah ahangarani va leyla hatami agar az tarighe khanevadehashun ham pa be arseye honar nemizashtan khodeshun mitunestan harfi baraye goftan dashte bashan
شنبه 2 آذر 1387 - 10:10 پولاد کیمیایی حتی در حکم هم بازی ضعیفی از خود ارائه داد.او علیرغم "پسر کیمیایی بودن",دیالوگهای اورا نمیشناسد و هیچگاه در عمق شخصیت فرو نمیرود.بازی ظاهری او قابل قیاس با بازی بهروز وثوقی نیست.حس خشم,خونسردی,خوشحالی و ناراحتی را به یک شکل اجرا می کندوهیچ تفاوتی بین آنها قائل نمیشود.این مهم به خوبی در صحنه های مشترک با فریبرز عرب نیا در سلطان مشهود است.بازی بسیار حسی عرب نیا کاملا توخالی بودن بازی پولاد را نمایان میسازد.معتقدم که در عرصه بازیگری او به جایی نخواهد رسید.قابل ذکر است که نگارنده دوستدار خیلی از فیلمهای کیمیایی است و این حرفها اصلا از روی غرض ورزی (به شیوه مرسوم این روزها) نیست.
نیما
شنبه 2 آذر 1387 - 11:26 «پاسخ به نامهها»
ما بی صبرانه منتظر مستند( آقای کیمیایی) از امیر هستیم.بالاخره کی عرضه میشه؟ شما که تا حالا چند بار تاریخ دادید ؛ اگه میشه یه تاریخ دیگه حتی شده الکی بدید دلمون خوش باشه!
علي وزيني- خبرنگار
شنبه 2 آذر 1387 - 11:41 رضا داودنژاد / به دنبال پدر را قبول ندارم واقعا ضعيف است
پگاه آهنگراني واقعا همان كفشهاي كتاني
اما به گلشيفته فرهاني و مهراوه شريفي نيا مي توان آفرين گفت
البته مهراه مي تواند موفق تر باشد
همچنين به باران كوثري از همه بيشتر اعتماد دارم
حداقل در ديناي ماه رمضان اين اعتماد را افزون تر كرده
غنچه
شنبه 2 آذر 1387 - 11:41 اره اره مطمئن باش اسکارو دو دستی میدنش به گلشیفته !!!!!!
بسه دیگه بابا هنوز دوزاریتون نیفداده گلشیفته خودشو خراب کرد به همین راحتی
و اما در مورد بقیه شون به نظر منم استعداد فوق العاده ای ندارن ولی چون ما همیشه به اسم بچه ی فلانی میشناسیم به خودمون تلقین می کنیم که به به عجب بازی ای دارن ولی خب به هر حال دارن واسه سینمای ما زحمت میکشن دیگه مگه نه؟ حالا کاری ندارم که هدفشون چیه ولی به هر حال باید واسه زحمتهاشون ارزش قائل بود
شنبه 2 آذر 1387 - 14:1 باران کوثری و پگاه آهنگرانی بهتر بود می رفتند سراغ کاری به غیر از بازیگری به خصوص باران که فن بیانش هم خیلی افتضاح است
شنبه 2 آذر 1387 - 14:17 بین آنها فقط لیلا حاتمی با استعداد است و عملا پس از فوت پدر بزرگوارش وارد سینما شد. بقیه به خاطر باج پدر و مادرشان وارد سینما شدند. و حق دیگرانی را که در این زمینه تحصیلات سطح بالای لیسانس و فوق لیسانس را داشتند ضایع کردند. بی سوادها!
شنبه 2 آذر 1387 - 14:59 هیچکدوم زحمت نکشیدن و برای من قابل احترام نیستن. البته اینجا قضیه پولاد و لیلا کمی فرق میکنه. و مهراوه.
شنبه 2 آذر 1387 - 15:0 شقایق فراهانی که خیلی بی استعداده. در حد یک فاجعه. با اون آرایش غلیظ! اه!
ماه ناز
شنبه 2 آذر 1387 - 15:9 بچه ها کسی بازی های عاطفه نوری رو یادش هست؟ همون خواهر نرگس (نسرین) یا یه نقشی داشت که دختر فراری بود به اسم روناک.......اگه یه قیافه شیک داشت بازم گلشیفته بانوی سینمای ایران بود؟؟..........به نظر تون بازی باران تو خون بازی قشنگتر بود که صرف گریم سنگینش به بیننده حس معتاد رو القا میکرد! یا بازیگر نقش نقره تو سرباز های جمعه که واسه بار اول تن بیننده رو میلرزونه ؟!!! یا لحن حرف زدن گلی تو سنتوری مخصوصا صحنه ای که رادان میزنه تو دهنش....خیلی بد ادا نیست که فکر میکنی هانیه نئشه تر از علی یه ؟!!!!
خواهش میکنم نظرتون رو بگید میخوام بدونم چند نفر اینجوری فکر میکنند؟
ساناز
شنبه 2 آذر 1387 - 17:8 ليلا حاتمي،گلشيفته،باران كوثري:پولاد كيميايي و مهراوه شريفي نيا واقعا بازيگران خوب وبا استعدادي هستند كه ورودشان به سينما به واسطه پدر يا مادرشان راحت تر بوده ولي ماندگاري و بهترشدنشان استعداد آنها را نشان ميده و همگي از بهترين هاي سينماي ما هستند
Aitak . J
شنبه 2 آذر 1387 - 17:45 Poolad Age Estedad NAdasht Hich Vaght NemitUunest Too FilmaYe Bozorgi Az Jomle RaYis O Hokm Be Oon Ghashangi Bazi Kone , Hala Kheili Ha Hastand Ke Migan Harchi Dare Az Pedareshe , In Dorost Nis , CHon GhesmaTi az In Estedad Ha MarbUut Be DashtaNe pedari Mesle Masuud Kimiayi HasteSh , baGhiaSh marbUut Be Estedado AlaGheye DarUunie Khode Farde Ke Oono MovafaGh mikoNe , Mersi Vase Poste KhUubetUun
sana
شنبه 2 آذر 1387 - 18:6 واقعا کی باید جواب استعداد های فوق العاده و بدون پارتی رو که خفه شدن بده استعداد هایی که روز به روز دارن کور میشن؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!
از بین اینا گلشیفته و پولاد حقشونه
حسین
شنبه 2 آذر 1387 - 18:25 فقط باران كوثري.
مهم نيست به چه شكل وارد سينماشده مهم اينه كه...
...باران بانوي سينماي ايرانه....
احسان
شنبه 2 آذر 1387 - 19:0 جالب بود
به خصوص در مورد پولاد وگلشیفته و باران
مطمئن باشید آینده سینمای ایران متعلق به پولاد کیمیاییه
sadaf
شنبه 2 آذر 1387 - 19:9 به نظر من اقای پولاد روز به روز دارن پیشرفت میکنن ... پیشرفت این بازیگر توانا به کمک پدرش خیلی سریع پیش میره من عاشق فیلم سربازان جمعه ام !! چون قیافه پولاد توش خیلی درون گراس !!
.
.
.
در مورد گلشیفته باید بگم که ایشون خیلی زود به هالیود راه پیدا کردن ! در صورتی که به نظرم فیلم اولشون اصلا زیبا نبود ! به شخصه گلشیفته در ایران رو بیشتر دوست داشتم ! !
.
.
.
.
در مورد باران کوثری اصلا قابل تقدیر نیستن ! فقط تو فیلم خون بازی به علت مدل مو ش خوشم میاد و تو فیلم روز سوم که فکر کنم بازی ایشون تحت تاثیر بازی حامد بهداد و پوریا پورسرخ قرار گرفته بود
.
.
.
مرسی !!
رهگذر
شنبه 2 آذر 1387 - 19:12 اسكار اگر بي پدر و مادر بود اول به شهره آغداشلو مي رسيد بعدش به گلشيفته . كي مي خواهيد دست از توهم سازي برداريد.
سایه
شنبه 2 آذر 1387 - 19:21 خانم باران کوثری که لبریز از استعدادن!!!!!!
ای کاش شرایطی فراهم میشد تا هر کسی که استعدادی در زمینه بازیگری داره نشون بده تا خیلی از این استعدادهایی که نه پول دارن نه پارتی کشف بشن.
مهتا
شنبه 2 آذر 1387 - 20:36 همشون خوب نیستند همشون بد هم نیستند پولاد کیمیایی اگر می خواست از پارتی هاش استفاده کنه الان جایگاه خیلی بالاتری داشت
باران کوثری هم که والا ... با اون مادر و اون پدر چندان هنر نکرده
پگاه خیلی انعطاف داره بازیش به دل میشینه
لادن صحرايي ناشنوا
شنبه 2 آذر 1387 - 22:10 من همه بازيگران را دوست دارم چرا داوران اصلا به بازيهاي ليلا حاتمي عزيز توجه نميكنند و بهش جايزه نميدهند خيلي ناراحتم براي ليلا حاتمي عزيز آرزوي موفقيتي ميكنم.سلام مرا به ليلا حاتمي عزيز برسون.متشكرم.
رضا
يکشنبه 3 آذر 1387 - 4:42 داريوش مهرجويي کارگردان شهير ايراني که در دو فيلم علي سنتوري(بياييد از اين به بعد اين فيلم را با نام واقعي اش خطاب کنيم. سنتوري نامي است که سانسورچي ها بر آن گذاشته اند ) و درخت گلابي با گلشيفته همکاري داشت و براي فيلم نقاب زيبا هم اين همکاري در حال شکل گرفتن بود، اين روزها مصاحبه بلندي انجام داده که تا کنون در جايي منتشر نشده و قرار است به صورت کتابي منتشر شود . مهرجويي در بخش هايي از اين مصاحبه به ستايش نبوغ بازيگري گلشيفته پرداخته:
...در دوران کاري ام با آدم هاي مختلف کار کردم دو سه تا را مي توانم نام ببرم که واقعا آکتور بودند و مثل موم نرم و انعطاف پذير هر چه مي خواستم برايم ماجرا مي کردند اين ها خيلي زير پوستي بازي مي کردند گلشيفته فراهاني و خسرو شکيبايي از اين نوع بودند. اين ها در تجربيات من از اين نظر يگانه بودند...
اين که داريوش مهرجويي که با بزرگترين بازيگران ايراني همکاري کرده زمان نام بردن، تنها از گلشيفته فراهاني و خسرو شکيبايي نام مي برد نکته اي قابل تامل است.
وقتي استاد بازيگر شناسي چون ريدلي اسكات نيز عنوان مي دارد كه گلشيفته فراهاني بازيگري منعطف و كلاسيك است كه دوربين دوستش دارد و به ستايش تواناييهاي او مي نشيند، بيش از پيش متوجه جايگاه گلشيفته در سينمايمان ميشويم.
خواهشا گلشيفته فراهاني را با بعضي بازيگران قياس نكنيد. قياس كلا اشتباه است. به خصوص از اين نوعش! البته به جز ترانه عليدوستي و باران كوثري اي كه بتواند همواره در حد دايره زنگي باشد و يا ليلا حاتمي اي كه در حد ليلا باشد!
امام حسن عسگری علیه السلام:
عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست ، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است . / تحف العقول صفحه 448
#1 عطف به: مطلبی خواندنی درباره بازیگران جوان سینمای ایران که پدر و مادر مشهور دارند؛
سخنان مرتضي شايسته پاسخ گرفت
شاکي فيلم سامان مقدم دست بردار نيست
http://www.pernews.com/news_item.asp?content_ID=106587
نامه ي سرگشاده به "سامان مقدم" و "مرتضي شايسته" در ارتباط با سرقت هنري فيلم "صد سال به اين سالها"
ماجراي اعتراض به فيلم "صد سال به اين سالها" منتفي نشده است
http://ilna.ir/newstext.aspx?ID=109109